تبليغاتX
.:لیــــــنکدون:. - پــــــایــــــان

پــــــایــــــان

...و آنگاه آفتابگرداني از گوشه اي طلوع کرد و به ميان کار هاي ما سرک کشيد. و ما هيچ ندانستيم آمدنش از کدامين سو بود فقط مي ديديمش که هر روز از سحرگاهان به يک جا مينشيند و بالا آمدن خورشيد را نظاره مي کند و تا شامگاهان همچنان روي بر او دارد و با او مي گردد.
آري آفتابردان در پي حقيقت بود.
...و ما آفتابردان را نکو داشتيم و خواستيم تا با ما بماند و نشان ما باشد ؛ نه به آن نشان که خود را حقيقت بپنداريم و نه به آن توهم که حتي روي به حقيقت داريم ؛ بلکه تنها به نشان آرزويي که در تاريکي هاي قلبمان آفتابگرداني روئيدن بگيرد که : « اي کاش مي توانستيم آنگونه باشيم »
و اگر غير از اين بود او هرگز طلوع نمي کرد.
----------
آري...
زندگي صحنه ي يکتاي هنرمندي ماست
                       هرکسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود...
              صحنه پيوسته به جاست
      خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد

----------------------------

این هم آخرین هدیه من به شما :

یک کلیپ پاور پوینت بسیار زیباست :

 ما از این قرن نخواهیم گذشت (حجم ۶.۵ مگابایت)

BYE FOR EVER

نوشته شده توسط سینا در چهارشنبه 22 شهریور1385 ساعت 12:3 | لينک ثابت | ممنون از نظرت
RSS راهنماي استفاده از



 :آرشيو بر اساس نام مطلب

Copyright © 2006 by Sina Saneiyan. All rights reserved.
Powered By Blogfa - Template Designed By WebGozar